مودب با شخصیت و با فرهنگ باشیم
 

ما ایرانی ها مدام به تمدن و پیشینه تاریخی خود می بالیم. البته این امر بسیار حا ئز اهمیت است

 و باعث فخر و مباهات یک ایرانی است. ولی آن چه مهم می باشد این است که : نسل جدید و

امروزی ما چگونه رفتار می کنند؟ آیا در عصر کنونی نیز ما می توانیم خودمان را مردمی

با فرهنگ و متمدن بدانیم ؟!

من به جرئت می گویم : خیر !!

دلایل ادعایم را هم انشا الله در پست های این وبلاگ به مرور خواهم نوشت :
+ نوشته شده در  91/10/27ساعت 11:38  توسط نسرین 

یکی از نکاتی که می تواند نشانه رعایت آداب معاشرت اجتماعی باشد و شاید کمتر کسی به آن

دقت کند توجه به مسئله زیر است که عنوان خواهم نمود.

اصولا" وقتی شخصی به مراکز درمانی یا مطب پزشکان مراجعه می کند به خاطر یک بیماری

و است و مسلما" در چنین شرایطی درد و رنج و ناراحتی و بی حوصلگی  وجود دارد.

 لذا رعایت کردن بعضی شرایط برای فراهم آوردن آرامش بیماران جزء وظایف انسانی هر

 آدمی می باشد.

یک بیمار خودش مشکلات جسمانی و روحی دارد بنابراین دیگران اگر نمی توانند از درد و

رنج بیمار بکاهند لااقل سبب ایجاد ناراحتی و بی حوصلگی اضافی برای بیماران نشوند!

حالا چند نکته ظریف را که خودم شاهد بوده ام بیان می کنم ، خودتان قضاوت کنید که آیا چنین

رفتاری درست است یا خیر؟!

برای مثال بارها در مطب دکتر بوده ام که دیده ام عده ای از بیماران تنها خودشان بدون همراه

به پزشک مراجعه نموده اند .

ولی بعضی بیماران مثل کودکان یا سالمندان و یا افرادی که به علت بیماری توان لازم را

 نداشته اند به همراه فرد دیگری همراهی می شده اند و این کار بسیار پسندیده است که

شخصی دیگر به بیمار کمک می کند .

ولی بارها دیده ام  یک فرد بیمار که نیاز به کمک داشته برای همراهی با او چندین نفر از

 اعضای خانواده اش او را همراهی کرده اند !

و نکته این جاست  که این چند نفر همراه در کنار بیمارشان روی صندلی های محدود مطب

نشسته اند و صندلی ها را اشغال کرده اند و در عوض بیماران دیگری که مراجعه کننده

بوده اند مجبور شده اند سرپا بایستند و این کار به نظر من اصلا" درست نیست.

 زیرا در یک مطب که محدودیت مکانی وجود دارد حق استفاده از امکانات مختص بیماران

است نه همراهان بیماران! و اگر همراهی  یک کودک یا سالمند ضروری است این کار

می تواند توسط یک شخص انجام شود نه چندین نفر!

حتی بارها دیده ام افرادی به مطب مراجعه نموده اند و از نظر توان جسمانی هم مشکل چندانی

نداشته اند ولی متاسفانه با چندین نفر از اعضای خانواده یا دوستانشان همراهی می شده اند

 این افراد به خودشان اجازه داده اند حق یک بیمار که خودش مراجعه کننده به پزشک است

را پایمال نمایند.

نکته قابل توجه دیگر این است که در اکثر مطب ها تابلویی نصب شده است مبنی بر این که

سکوت رعایت شود یا تلفن همراه خاموش شود.

این تذکر به خاطر حفظ آرامش بیماران می باشد زیرا شخص مریض به علت بیماری خود

 بی حوصله و ناراحت می باشد و نیاز به آرامش دارد. ولی متاسفانه بعضی ها در مطب و

 مراکز درمانی به خود اجازه می دهند با صدای بلند با تلفن یا با دیگران صحبت کنند و ایجاد

همهمه و سر و صدا نمایند و آرامش دیگران را مختل کنند.

عده ای نیز با کودکان خردسالشان وارد مطب می شوند و این کودکان به اقتضای سن و

سالشان شیطنت و شلوغی ایجاد می کنند و مدام در حرکت یا ایجاد سر و صدا هستند و

 بی شک آرامش دیگران را از بین می برند .

 اگر کودک بیمار نیست  هرگز او را به مراکز درمانی نبرید چون بدن کودکان بسیار حساس

 است و ممکن است بعضی بیماری ها که مسری هستند برایشان مشکل آفرین شود.

از طرفی اگر مجبور بودید کودکی را به مطب یا درمانگاه ببرید سعی کنید کودک را کنترل کنید

 تا موجب ناراحتی دیگران نشود.

توجه به نکاتی این چنین ریز و ظریف می تواند نشانه ادب و تربیت یک فرد باشد.

که امیدوارم همه بتوانند رعایت کنند.

+ نوشته شده در  92/06/17ساعت 10:42  توسط نسرین  | 

از قدیم گفته اند هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد !

این ضرب المثل در موارد بسیاری می تواند کاربرد داشته باشد.

مثلا" تصور کنید یک پزشک در محیط کار با روپوش سفید مشغول به خدمت است اگر این

پزشک در خارج از محیط کار نیز روپوش سفید به تن کند و در کوچه و خیابان نیز با لباس

فرم خود ظاهر شود چه چیزی را تداعی می کند؟ آیا به نظر شما این کار عاقلانه است؟

بسیاری از مشاغل هستند که بنا به مقتضیاتشان افراد باید در حین کار از لباس کار مخصوص

خودشان استفاده کنند ولی بعد از اتمام کار خارج از محیط شغلی با لباس معمولی خود ظاهر

می شوند . و این یک اصل کلی و معقول می باشد.

بعضی از مشاغل مثل مکانیکی ، بنایی ، نقاشی ساختمان ، رفتگری و غیره هستند که

شغل های بسیار شریف و ارزشمندی می باشند و افرادی که در این مشاغل خدمت می کنند

نیز بسیار محترم و زحمت کش هستند ولی بنا به مقتضیات شغلی شان لباس کارشان کثیفی

و یا آلودگی هایی دارد که مسلما" استفاده از لباس کار نیز به خاطر این است که لباس

اصلیشان تمیز بماند.

ولی متاسفانه بعضی از افراد که در اینگونه مشاغل خدمت می کنند صرف نظر از محیط

کاری شان با لباس کارشان در همه جا مثل خیابان و فروشگاه و بانک و وسایط نقلیه عمومی

و غیره ظاهر می شوند و برایشان فرقی نمی کند که با لباس کار مثلا" خاکی یا رنگی و سیاه

و روغنی در اماکن عمومی ظاهر شده اند! و از طرفی همه مردم از تمیزی و مرتب بودن لذت

می برند و این یک امر طبیعی و فطری می باشد و هیچ کس دوست ندارد در مجاورت هر

 گونه آلودگی قرار بگیرد ولی متاسفانه این افراد با لباس کار کثیف مثلا توی تاکسی یا مترو

یا صف نانوایی یا بانک در تماس با دیگران و برخورد تن به تن قرار می گیرند که مسلما"

خوشایند کسی نیست و این یک نوع خودخواهی است که ما دیگران را به خاطر شرایط

خودمان معذب نماییم.

شخصیت و تربیت هرکسی با اعمال و گفتارش نمایان می شود لذا ظاهر مرتب و آراسته و

 تمیز یک نفر نشانگر این است که فرد در وحله اول برای خودش ارزش و احترام قائل شده

است و همین امر سبب می شود دیگران ناخودآگاه برای آن فرد ارزش و احترام قائل شوند .

برای همین است که می گویند احترام هر کسی دست خودش است.

البته تاکید می کنم منظور من ظاهری توام با شیک پوشی و گران قیمت پوشی نیست منظور

من مرتب و تمیز بودن است .

مثلا افراد کلاهبرداری که با ظاهری بسیار شکیل و آراسته ظاهر می شوند و سر مردم را کلاه

می گذارند هر چند شیک و شکیل هستند ولی قابل احترام نمی باشند !

لذا صرفا" شیک پوشی دلیل احترام و ارزش نیست بلکه مهم این است که تمیز و مرتب و

آراسته باشیم و این می تواند با حداقل امکانات مالی و ظاهری نیز همراه باشد یقینا" همه

ما قادر هستیم که یک دست لباس ساده و مرتب را داشته باشیم که در انظار عمومی با آن

 ظاهر شویم و همین کافیست  و اگر کسی توان مالی ندارد که لباس گران قیمت و شیکی تهیه

 کند این دلیل بر نامرتب بودن نخواهد بود.

ولی متاسفانه می بینیم که بسیاری از مردم با ظاهری نامرتب و ژولیده در اماکن عمومی و

انظار ظاهر می شوند و توقع هم دارند که مورد احترام دیگران قرار بگیرند و بی توجهی

به خودشان را دور از انسانیت تلقی می کنند!

در حالی که آنها می توانند با کمی دقت خود به خود برای خودشان ارزش قائل شوند تا دیگران

 نیز برایشان احترام قائل شوند.

انسان در هر مرتبه شغلی و اجتماعی که قرار داشته باشد نباید خودش را خوار و خفیف کند

 باید طبع بالا و سعه صدر داشته باشد و خود را ارزشمند نشان دهد لذا ظاهر شدن با لباس

و یا ظاهری نامناسب و کثیف به هر دلیلی سبب می شود که دیدگاه دیگران نسبت به فرد و

شغل یا مرتبه اش منفی باشد .

بنابراین پوشیدن لباسی ساده و مرتب با موها و ظاهری تمیز و بدنی خوشبو کار بسیار

ساده ای است که باید جزء لاینفک اعمال یک شخص مودب و متشخص باشد . و این ربطی

به مرتبه شغلی یا اجتماعی ندارد حتی یک گدا نیز باید مرتب باشد لذا امیدوارم این امر در

جامعه ما فرهنگ سازی شود. به اینصورت که وقتی با افراد ژولیده و نامرتب مواجه شدیم

 به طرق مستقیم یا غیر مستقیم ناخشنودی خود را نشان دهیم تا متوجه عمل نادرست خود

شوند و بدین ترتیب شاید بتوانیم کم کم در این نوع فرهنگ سازی ها موفق شویم.

 

 

 

+ نوشته شده در  92/03/20ساعت 14:3  توسط نسرین  | 

 

 هدف این وبلاگ عنوان کردن آداب و رفتار صحیح اجتماعی است که مسلما" همه ما از آنها آگاهی داریم

ولی متاسفانه گاهی غفلت می ورزیم لذا باید به همه نکات ریز و درشت اهمیت دهیم .

یکی از نکات حائز اهمیت که متاسفانه برخی از مردم به آن توجه نمی کنند آداب درست استفاده از

 دستشویی یا همان توالت می باشد.

تعجب نکنید این مسئله آن قدر مهم است که یک روز را به عنوان روز جهانی توالت در دنیا نام گذاری

کرده اند . روز 19 نوامبر روز جهانی توالت نامگذاری شده است. که متاسفانه در بسیاری از تقویم های

ما عنوان نشده است!

نیاز به دفع یکی از ضروریات زندگی هر فردی است که گاهی کنترل آن در اختیار فرد نمی تواند قرار بگیرد

 لذا همه آدمها در هر جایگاه و مکانی که باشند در مواقع ضروری نیاز به استفاده از توالت دارند .

پس توجه به آن ضروری است.

بدون شک همه انسان ها در رابطه با این مسئله در محل سکونت خود اصولی را برای رعایت بهداشت

و سلامت فردی مراعات می نمایند.

ولی متاسفانه بعضی افراد در خارج از محل خانه خودشان رعایت مسائل بهداشتی را نمی کنند. و به همین

دلیل اکثر توالتهای عمومی در سطح شهرها یا مسیرهای بین شهری بسیار کثیف و آلوده هستند.

دوستی می گفت در شهر کاشان با توریستی خارجی شروع به صحبت کردم و وقتی از او درباره این که آیا

 از ایران خوشش آمده یا نه سوال کردم توریست گفت من در تعجبم شما که می گویید در دینتان به نظافت

اهمیت زیادی داده شده چرا توالتهای شهرهایتان اینقدر کثیف است!؟ او گفت من از بناها و طبیعت ایران

لذت بردم ولی متاسفانه کثیفی توالتهای کشورتان آزارم می دهد . و دوستم گفت من در قبال شنیدن این

حرفها جز شرمندگی و خجالت احساس دیگری نداشتم!

احداث توالتهای عمومی در سطح شهرها و جاده ها وظیفه دولت است ولی نگهداری و رعایت بهداشت

وظیفه شهروندان می باشد.

در پارکها و مساجد یا مکان های عمومی و تفریحی و پمپ بنزین ها و غیره توالت های عمومی ساخته

شده اند ولی متاسفانه گاهی آنقدر کثیف هستند که چندش آور می باشند.

آن چه در این توالتها قابل رویت است به قرار زیر است:

گاهی توالت هست ولی آب نیست!

یا شیر آلات و تجهیزات آن خراب و فرسوده است .

البته گاهی مردم انگار با شیر و شلنگ توالت کشتی گرفته اند و این تجهیزات را کنده اند یا شلنگ روی

 زمین افتاده یا شیر آب باز است و آب هدر می رود . یا شیشه ها را شکسته اند و این قبیل مسائل که

 جای تعجب دارد!

گاهی افراد به خود زحمت نمی دهند که بعد از استفاده از دستشویی از فلاش تانک استفاده کنند یا لااقل

کمی آب بریزند که سطح توالت تمیز گردد و برای نفر بعد مشکلی وجود نداشته باشد.

بعضی ها هم دستمال و پوشک بچه را در توالت می اندازند و فکر نمی کنند که این امر سبب گرفتگی

 لوله ها می شود.

یک فرد مودب که فقط پای بند به اصول اولیه ادب و تربیت باشد باید به نکات بالا توجه کند.

و مهم تر این که پدر ها و مادرها و خلاصه بزرگترها باید این نکات را به بچه ها آموزش دهند و تاکید

کنند که در هر مکانی قرار می گیرند بعد از استفاده از آب ، شیر را ببندند و شلنگ را سر جایش آویزان

کنند و چیزی هم داخل فاضلاب ها نیندازند .

باید این نکات را بزرگترها رعایت کنند و به کودکان هم آموزش دهند و اگر کودکی توانایی انجام این

کارها را نداشت والدین موظفند بعد از کودک به توالت رفته و این موارد را چک کنند .

من بارها در پمپ بنزین دیده ام که کودکی وارد دستشویی شده و والدینش بدون توجه داخل ماشین

 نشسته اند و حاضر نیستند کودک خود را همراهی کنند تا مطمئن شوند او رعایت نکات بهداشتی را

کرده باشد.

همان طور که به نظافت داخل خانه خود اهمیت می دهید باید مکان های عمومی را هم مثل خانه خود

 بدانید و لااقل کمی به خود زحمت داده و نکات کوچکی را رعایت نمایید.

یک بار در کلات نادری نزدیک مشهد مجبور شدم شب را در یک مدرسه اسکان کنم چون این شهر هتل

 ندارد لطف کردند به من غیر فرهنگی ، یکی از کلاس های یک مدرسه نوساز و تمیز را دادند در ابتدا که

 وارد شدیم حدود ده نفر فرهنگی آن جا بودند که همه چیز من جمله دستشویی ها خوب و تمیز بود ولی

 متاسفانه صبح وضعیت اسفناکی را شاهد بودم داخل دستشویی ها پوشک بچه بود و شلنگها افتاده بود

بعضی شیرهای آب باز بود و بعضی هم که اصلا از آب استفاده نکرده بودند و وضعیت بدی را ایجاد کرده

بودند و من بسیار متاسف شدم زیرا فکر می کردم لااقل فرهنگیان ما که بچه ها را تربیت می کنند باید

لااقل خودشان الگو باشند ولی جای تعجب و تاسف داشت که چرا چنین وضعیتی را خانواده فرهنگیان

رقم زده بودند!

 نکته دیگر این است که متاسفانه بسیاری از مادران وقتی به مسافرت یا تفریح می روند پوشک تعویض

شده کودکشان را هر جایی که می رسند می اندازند گاهی داخل توالتهای عمومی و گاهی در کنار رودخانه

 یا مکان های دیگر! باید توجه کنند هیچ کس تمایل ندارد چنین صحنه چندش آوری را ببیند لذا یک مادر

 با شعور پوشک کودکش را داخل نایلونی گذاشته و آن را فقط در سطل زباله می اندازد و به خاطر راحتی

خودش هر جا که رسید آن را پرتاب نمی کند زیرا مطمئن باشید دیگران با دیدن چنین صحنه ای چیزی

 جز لعن و نفرین برایتان نخواهند داشت.

یک نکته دیگر که فکر می کنم باید تذکر داده شود شاید تلنگری برای افراد بی ادب باشد این است که

بارها در کنار جاده شاهد بوده ایم که بعضی از مردان بزرگسال مشغول دفع ادرار هستند و گاهی هم

کودکان این کار را می کنند حتی در داخل شهر من شاهد بوده ام که کودکی کنار پیاده رو در کنار خانه

 دیگران این عمل را انجام می داد!

این کار به خصوص از بزرگسالان بسیار بعید است زیرا علاوه بر این که غیر بهداشتی است دور از ادب

و نزاکت و رفتار اجتماعی می باشد. بعضی ها فکر می کنند مردها نباید پای بند اصول اخلاقی باشند و

 این تصوری غلط می باشد همه انسان ها باید به اصول اخلاقی پای بند باشند. کودکان نیز باید از کودکی

رعایت این اصول را یاد بگیرند تا در بزرگسالی چنین کارهایی را تکرار نکنند.

شاید بگویند چون دفع ادرار ضروری است و در کنترل نمی باشد آنها مجبور به این کار می شوند.

باید در پاسخ گفت هر کسی که می خواهد از خانه بیرون بیاید و یا از نقطه ای به نقطه دیگری برود باید

 بعد مسافت و زمان را بررسی کند و در ابتدا از دستشویی استفاده کند و بعد حرکت نماید و تا حد امکان

 نیز از دستشویی های بین راه استفاده کند لااقل همه می دانیم که خوشبختانه در مسافت های معینی

پمپ بنزین ها قرار دارند و همه آنها نیز مجهز به دستشویی هستند لذا می توان با کمی مراعات کردن

و کنترل به این مکانها رسید و استفاده کرد.

بهتر است قبل از حرکت و بیرون رفتن از خانه کودکان را دستشویی برد . اگر قرار است زمانی طولانی

 بیرون باشید و از طرفی خودتان یا کودکتان قادر به کنترل خود نیستید لااقل از مصرف مایعات یا موادی

که ادرار افزا هستند اجتناب ورزید.

گاهی افراد در طول سفر انگار از قحطی فرار کرده اند و مدام در حال خوردن و آشامیدن هستند و این

 را لذت می دانند که البته عیبی ندارد مشروط بر این که بتوانند نکات بهداشتی را رعایت کنند و اسباب

زحمت و ناراحتی دیگران را فراهم نکنند. اگر قادر به کنترل خود نیستید سعی کنید خوردن و آشامیدن

 خود را کنترل نمایید و با توجه به بعد مسافت و زمان تا رسیدن به مکانهای مناسب بعضی موارد را

 رعایت کنید تا مجبور نباشید در کنار پیاده رو یا جاده خود را مضحکه دیگران قرار دهید.

داریم به نوروز و سفرهای نوروزی نزدیک می شویم به امید آن که شاهد چنین صحنه های زشتی در

سطح کشور نباشیم و همه ما به بهداشت فردی و حفظ محیط زیست اهمیت دهیم .

 

 

+ نوشته شده در  91/12/13ساعت 22:56  توسط نسرین  | 

بی شک همه انسان ها معتقدند که دریا یکی از زیباترین آفریده های خداوند است . دیدن امواج و نظاره

انعکاس نور خورشید بر امواج و همینطور شنیدن صدای امواج از لذت بخش ترین و بهترین

موهبت هایی است که می تواند روح آدمی را به آرامش برساند.

البته آب همیشه مایه حیات معرفی شده است و این زیبایی ها را در کنار رودها و رودخانه های کوچک

 و بزرگ پراکنده در سطح کشورمان می توانیم شاهد باشیم و از آنها حظ وافر ببریم.

ولی متاسفانه در اکثر نقاط در سواحل آبی کشورمان از شمال گرفته تا جنوب و همینطور سواحل

رودهای داخلی به علت رعایت نکردن اصول حفظ محیط زیست با مناظر زشت و نازیبایی مواجه

 می شویم که باعث شرمندگی انسان در برابر خالق این همه زیبایی است.

متاسفانه بعضی ها فکر می کنند وقتی زباله هایشان را در آب های روان می اندازند آب این آشغال ها

را با خود می برد و چون جلوی چشمشان نخواهد بود بی پروا زباله ها را در آب ها رها می کنند در

 حالی که در نهایت زباله ها در جایی دیگر در کناره های ساحلی جمع می شوند و مناظر زشت و پر

از آشغالی را به وجود می آورند که مهم تر از این مسئله آسیبی است که به اکوسیستم آبی و محیط

زیست آبی زده می شود.

متاسفانه در جاهایی که مردم و گردشگران بیشتری تردد می کنند این مشکل بیشتر هم دیده می شود.

من در سواحل جنوبی خلیج فارس مناطقی که مورد توجه مسافران نبوده است را دیده ام و می توانم

 به جرئت بگویم زیباترین مناظر ساحلی و زیباترین غروب آفتاب ها را در آن جا نظاره کرده ام طوری

که نا خودآگاه در برابر قدرت بی انتهای نقاش این همه زیبایی سر تعظیم فرود آورده ام .

از طرفی در پشت سد کرج جایی که انعکاس نور خورشید بر آب می توانست زیباترین صحنه ها را به

وجود آورد من شاهد انعکاس نور خورشید بر انبوهی از بطری های خالی آب و نوشابه بودم که در

 یک منطقه وسیعی در پشت سد جمع شده بودند و به جای حس لذت ، حس تاسف و شرمندگی به من

 القا شد !!

چندی پیش در رسانه اعلام شد که ساکنین منطقه جاجرود به گردشگران اعتراض کرده اند زیرا

مردمی که برای تفریح کنار این رودخانه می آیند سبب آلودگی رودخانه و منطقه شده اند و شهرداری

منطقه می بایست چندین برابر بودجه خودش را فقط صرف جمع آوری زباله های پراکنده در ساحل

 این رودخانه نماید. و نشان داده شد که کناره رودخانه در اوایل هفته تمیز و زیبا بود و در پنج شنبه

و جمعه غیر قابل تصور بود زیرا انبوهی از انواع زباله را به تصویر کشیده بودند!

آیا به نظر شما این نشانه تمدن برای ما ایرانیان است!؟

در نهایت ، خلاصه چند مبحثی را که درباره حفظ محیط زیست در این وبلاگ عنوان شده ، می توان

اینطور بیان کرد:

وظیفه هر آدم متمدن و با شعور و با تربیت و با شخصیت این است که :

در شهر و جاده و بیابان و کوه و دشت و جنگل و دریا و خلاصه هر جایی که پا می گذارد موظف

است زباله های خود را ( حتی اگر این زباله به کوچکی یک پوست تخمه باشد ) در سطل مخصوص

 زباله بیندازد. و اگر سطلی در نزدیکی اش قرار نداشت موظف است به خودش زحمت دهد و زباله

خود را در دست یا در جیب یا کیف یا داخل ماشین ( و خلاصه به هر نحوی که ممکن است ) قرار دهد

 و با خود حمل کند و در مکان مناسبی رها سازد.

  به هیچ عنوان نباید به خاطر راحتی خودمان و برای این که خودمان را از شر زباله ها و

آشغال هایمان راحت کنیم زباله ها را در محیط پراکنده سازیم .

 رعایت این نکات یک وظیفه اخلاقی ، اجتماعی ، شرعی ، عرفی و فرهنگی است و باید برای

همه ما عادت شود.

مطمئنا" اگر همه مردم ما این نکات را رعایت کنند زیبایی های کشورمان صد چندان به چشم خواهد

آمد و دیگر افسوس نمی خوریم که خوشا به حال فلان کشور اروپایی که چقدر تمیزاست و زیبا !!

که البته این زیبایی ها مرهون رعایت شهروندان آن کشورها است واگر نیمی از مردم ایران با این

عادات ناپسند در آن جا زندگی می کردند مسلما" دیگر کسی حسرت آن کشورها را هم نمی خورد!!!

+ نوشته شده در  91/11/23ساعت 8:59  توسط نسرین  | 

بعضی ها زباله های باقیمانده از مواد غذایی و میوه ها را در طبیعت رها می سازند و معتقدند این

زباله ها کم کم می پوسند و جذب خاک و طبیعت می شوند لذا با این استدلال از رها سازی زباله های

تر خود ابایی ندارند!

البته این استدلال که این نوع زباله ها به طبیعت بر می گردند درست است ولی نکته ای که باید به

آن توجه شود این است که مدت زمانی لازم است تا این مواد کم کم پوسیده و جذب خاک شوند و

دوباره به طبیعت برگردند. و در این پروسه زمانی :

 وقتی باقیمانده مواد غذایی در محیط رها شوند :

اول این که چهره زشت و نا زیبایی به محیط می دهد.

دوم  باعث ایجاد بوی بد و نا مطبوع می شود.

سوم باعث جمع شدن کرم و حشرات در اطراف زباله می گردد.

لذا رها سازی زباله های تر در محیط با استدلال برگشت پذیری به طبیعت کاری است دور از شأن

و منطق انسانی.

در سفرها و گردشگری در طبیعت ، راه حل کاربردی این است که اگر داخل ماشین بیلچه یا وسیله ای

 شبیه آن دارید بردارید و یک گودال کوچک حفر کنید و زباله هایتان را در آن بریزید و یک لایه نازک

خاک رویش بپاشید که در این صورت زباله های تر کم کم پوسیده می شوند و جذب خاک خواهند شد

و در ضمن از دید دیگران نیز پنهان خواهند بود و چهره طبیعت را هم زشت و کریه نمی کنند.

که این یک راه حل خوب برای خدمت به محیط زیست و طبیعت می باشد.

و اگر چنین کاری نمی توانید انجام دهید بهتر است زباله هایتان را داخل یک نایلون بریزید و با خود

حمل کنید و در مکانی مناسب داخل سطل زباله بیندازید. که تا این مرحله از کار وظیفه فردی یک

شهروند خوب است و بقیه مراحل جمع آوری و ساماندهی زباله ها وظیفه شهرداری هر منطقه

می باشد.

البته بدیهی است که هم فرد فرد جامعه باید وظیفه شان را به درستی انجام دهند و هم مسئولین یک

اجتماع می بایست کارشان را به نحو احسن انجام دهند. ولی اگر در جایی کوتاهی صورت گرفت

دلیل بر برداشتن مسئولیت از دوش ما نخواهد بود.

همه ما مسئولیم هم در حفظ محیط زیست بکوشیم و هم در راه فرهنگ سازی برای حفظ محیط

زیست هر کاری از دستمان بر می آید انجام دهیم.

به خصوص کسانی که کار آموزشی انجام می دهند بیشتر می توانند مثمر ثمر باشند.

همینطور افرادی که کارهای فرهنگی می کنند مثل نویسندگان نشریات و کتاب و غیره وظیفه

بیشتری دارند . لذا امیدوارم همه ما در هر شغل وجایگاهی که می باشیم چنین نکات ظریفی را به

دوستان و اطرافیان خود انتقال دهیم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  91/11/13ساعت 17:6  توسط نسرین  | 

چندی پیش در یکی از برنامه های تلویزیونی یک نقطه دیدنی در استان یزد نمایش داده شد و مجری

تاکید کرد که آدرس دقیق این منطقه را نمی توانند بگویند زیرا معتقدند اگر پای گردشگران به آن جا

برسد به احتمال زیاد طبیعت بکر و منحصر به فرد این نقطه نابود خواهد شد. !!!

این واقعیت بسیار تلخ جای تاسف زیادی برای مردم ما دارد و نشان دهنده این است که اکثریت مردم

ما دارای فرهنگ و تمدن غنی و تربیت کافی نیستند و البته دلیل این ادعا هم به راحتی قابل مشاهده

است.

من شخصا" شاهد بسیاری از مناطق طبیعی و زیبایی که خداوند در گوشه گوشه کشورمان خلق کرده

بوده ام که متاسفانه به دلیل رعایت نکردن اصول حفظ محیط زیست زیبایی های طبیعی آن مناطق اصلا"

 به چشم نمی آمد. !

یک بار به ناهارخوران در گرگان رفته بودیم هر چه گشتیم تا یک نقطه تمیز و بدون زباله پیدا کنیم

و بنشینیم و از طبیعت لذت ببریم مقدور نشد که نشد!

همینطور در جنگل های زیبای استان مازندران بارها آن قدر پرسه زده ایم تا توانسته ایم نقطه ای

تمیز پیدا کنیم تا بتوانیم کمی از طبیعت استفاده ببریم !

البته من به مکان هایی که تقریبا" دسترسی عمومی به آن ها کمتر است و به دلیل نوع جاده و یا

مسیر خاصشان آدمیزاد کمتر به آن مکان ها تردد داشته رفته ام و از قدرت بی انتهای نقاش بزرگ

 هستی خالق این همه زیبایی لذت برده ام و واقعا" معتقدم ای کاش ما لیاقت داشتن چنین

زیبا یی هایی را داشتیم زیرا اگر پای این موجود دو پا به آن مناطق هم باز شود مسلما" دیگر

 زیبایی های آن جا هم به چشم نمی آید!

 وقتی به کوه و جنگل و دشت و دمن برای تفریح می روید کمی به اطراف خود دقت کنید دیده می شود :

عده ای در نقطه ای زیر انداز می اندازند و اتراق می کنند و بساط کباب و تفریح خود را بر پا

 می نمایند و خوش و خرم بعد از اتمام تفریح شان وسایلشان را جمع می کنند و می روند ولی

 متاسفانه آثاری چون پوست هندوانه و میوه ها و باقیمانده غذاها و تفاله چای و ظروف یک بار

 مصرف  در اطراف جایگاهشان پراکنده باقی مانده است. !!

این نوع از خانواده های بی فرهنگ اصلا" با خود نمی اندیشند که بعد از رفتن آن ها خانواده دیگری

 از هموطنانشان  هم حق استفاده از این مکان را دارند و باید از زیبایی و محیط دلپذیر آن جا لذت ببرند.

این افراد حتی با خود نمی اندیشند که ممکن است خودشان هم دوباره گذرشان به آن منطقه بیفتد لذا

بی توجه به حقوق دیگران آثاری که نشانه بدوی بودنشان است را به جای می گذارند و می روند.

آیا این افراد در خانه شان نیز آشغال هایشان را در اطرافشان پراکنده می کنند ؟!

من هر جا که بروم و اتراق کنم بعد از رفتن ما امکان ندارد کوچکترین اثری از آثار ما به جا بماند زیرا

ما یک نایلون با خود داریم و هر آن چه زباله تولید می کنیم را در آن می ریزیم و بعد از اتمام تفریح

اگر سطل زباله در آن مکان باشد که بهتر و اگر نبود زباله هایمان را داخل ماشین با خودمان

برمی گردانیم و در مکان مناسبی از شر آن ها راحت می شویم.

نود و نه درصد مردم اصولا" با یک وسیله نقلیه به گردش می روند و برای تفریح خود یک سری لوازم

هم می برند لذا قاعدتا" می توانند همان طور که وسایلشان را برده اند آن ها را برگردانند ولی

متاسفانه عده ای در موقع برگشتن می خواهند بار خود را سبک تر کنند و راحت تر باشند ، البته

به بهای تجاوز به حقوق دیگران و از بین بردن محیط زیست !

همه می توانند بعد از اتمام تفریح شان در کوه و جنگل و دشت کلیه زباله هایشان را داخل یک نایلون

بریزند و با خود حمل کنند و در مکان مناسب رها سازند که این عمل بسیار ساده نشانگر تربیت و

فرهنگ و شخصیت یک فرد متمدن می باشد و اگر به غیر از این عمل شود باید به صراحت کلمه

بی شعور و بی تربیت را به کار برد.

امیدوارم همه ما در جهت ترویج حفظ محیط زیستمان کوشا باشیم و با زبان و اعمالمان اینگونه

 نکات ریز را در سطح خانواده و دوستان و آشنایان و جامعه گسترش دهیم.

 

 

+ نوشته شده در  91/11/02ساعت 13:24  توسط نسرین  | 

به نظر شما عملی را که می خواهم شرح دهم نشانه فرهنگ و ادب است یا بی فرهنگی و بی ادبی ؟

من این صحنه را بسیار دیده ام :

در خیابان یا جاده داخل ماشین در حرکت هستیم که می بینیم از داخل ماشین جلویی پوست میوه و

تخمه یا بطری خالی یا دستمال و کاغذ و غیره به بیرون داخل خیابان و جاده و بیابان و دشت و دمن

 پرتاب می شود !!!

این عمل زشت توسط افراد با سطح اقتصادی بالا و پایین انجام می شود.

بارها دیده ام که از درون ماشین های مدل بالا توسط افرادی با ظاهر و تیپی بسیار شیک و مرتب این

 عمل شنیع انجام شده است.

لذا نتیجه می گیرم که این رفتار ناشایست ربطی به سطح اقتصادی مردم ندارد بلکه به سطح تربیت

و فرهنگ افراد بستگی دارد.

آدم هایی که چنین عمل زشتی را مرتکب می شوند آن قدر خودخواه هستند که دوست دارند درون

 ماشین شخصی شان تمیز و مرتب باشد لذا برای این که خود را از شر زباله های تولید شده توسط

خودشان راحت کنند آسان ترین راه را انتخاب می کنند و زباله هایشان را به اطراف پرتاب می نمایند

و توقع دارند افراد دیگر جامعه ،  زحمت جمع آوری زباله های آنان را بکشند !!!

یک آدم فهیم و با شعور می تواند داخل خودروی خود یک نایلون قرار دهد و ضایعات و زباله های

افراد درون ماشین را در آن جمع کند و این نایلون را زیر صندلی یا جلوی پایشان قرار دهند تا به

یک مکان مناسب یا سطل مخصوص زباله  برسند آن وقت خود را از شر زباله هایشان راحت سازند .

آیا این روش کاری سخت است ؟

به راحتی می توان با یک عمل ساده شخصیت و فرهنگ خود را حفظ نمود و جزء افراد با ادب و

 با فرهنگ جامعه قرار گرفت.

اگر ما چنین عمل کنیم مسلما" ارگان زحمت کش شهرداری در هر نقطه بهتر و راحت تر می تواند

زباله ها را سر و سامان دهد.

زیرا هیچ نیروی عظیمی در هیچ کجای دنیا قادر نخواهد بود زباله های پراکنده در سطح یک مملکت

 را جمع آوری نماید.

جالب اینجاست که خیلی می شنویم به خصوص از طرف همان افراد با کلاس که مثلا" فلان کشور

 اروپایی آنقدر تمیز است که حد ندارد! و مردمش چنان هستند و چنان نیستند!

به اینها باید گفت آدم های حسابی و اهل منطق ! در فلان کشور اروپایی و متمدن هر یک از ساکنین

 آن کشور خود را موظف به حفظ محیط زیست شان می دانند و هیچ دولت و نیرویی را به دنبال تک تک

 مردم نمی فرستند که در پی شان زباله هایشان را جمع آوری کنند این خود مردم هستند که محیط شان

را پاکیزه نگه می دارند و اگر ما نیز هر کدام به سهم خودمان در حفظ محیط اطرافمان کوشا باشیم

 مسلما" چهره شهرها و جاده ها و مناظر کشورمان تغییر خواهد نمود و زیباتر خواهد شد.

دقت کنید تاکید می کنم هر کسی به اندازه سهم خودش .

این نکته مهم است که ما به عنوان شهروندان یک شهر و کشور سهمی داریم و وظایفی بر عهده

ما می باشد و باید انجام دهیم. و نباید کاری به دیگران داشته باشیم.

هرگز نگویید چون دیگران رعایت نمی کنند لذا من نیز رعایت نمی کنم و بی فایده است .

این بدترین روش می باشد. زیرا اگر همه چنین فکر کنند و عمل نمایند واقعا" جای تاسف خواهد بود.

لذا بدون توجه به عملکرد دیگران هر کسی موظف است کار درست را انجام دهد حتی اگر اکثر مردم

خطا می کنند شما باید عمل درست را انجام دهید.

مثلا" اگر در محیطی بودید که پر از زباله بود شما به خودتان اجازه ندهید که زباله هایتان را آن جا

رها کنید. نگویید این جا که پر از آشغال هست این زباله های من هم رویش ،  تاثیر چندانی ندارد!

شما اگر دارای تربیت و ادب ریشه داری باشید می گویید درست است که این جا پر از زباله است ولی

من نباید چیزی به آن بیفزایم و وضع را بدتر کنم لذا وظیفه من در حد خودم این است که آشغال هایم

 را درون سطل مخصوص بریزم و کاری به عملکرد دیگران ندارم.

اگر همه چنین رفتاری را انجام دهند گلستان زیبایی را خواهیم داشت.

لذا شما هم اگر فکر می کنید که ترویج چنین رفتاری می تواند در زیبا سازی شهر و دیارتان موثر باشد

 پس این مطلب یا این گونه مطالب را به هر نحوی که فکر می کنید موثر است انتشار دهید شاید در

 تغییر رفتار عده ای موثر واقع شود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  91/10/27ساعت 13:45  توسط نسرین  |